تبلیغات
artasavalan-آرتاساوالان -ائل سئون - شاجین (shajin) - شعری از برتولت برشت : می شنویم که نمی خواهی دیگر با ما کار کنی

(Ardebil) آنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا یوردوم اردبیل

درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

طبقه بندی

نویسندگان

آمار وبلاگ



Admin Logo
themebox Logo


نویسنده :Şacin
تاریخ:جمعه 2 اردیبهشت 1384-08:04 ق.ظ

شعری از برتولت برشت : می شنویم که نمی خواهی دیگر با ما کار کنی

 

بر تولت برشت(۱۹۵۶-۱۸۹۸)را بیشتر به عنوان نمایشنامه نویس

و بنیانگذار تاتر رئالیسم انقلابی وبه خاطر نمایشنامه های چون :

«زندگی گالیله،ننه دلاور و فرزندانش،دایره کجی،آدم آدم است ،

آنکه گفت آری و آنکه گفت نه، و مــــــــــــادر می شناسند.

افزون براین شعرهای برشت به انسان کمک می کند تا

دیوار بلند نادانی،دروغ و فریبکاری و تاریکی را بشکافد.

++++++++++

«می شنویم:که نمیخواهی دیگر با ما کار کنی

تومضمحلی دیگر نمی توانی فعالیت کنی

تو بسیارخسته ای ،دیگر نمیتوانی بیاموزی، از دست رفته ای

نمیتوان انتظار داشت که هنوز کاری انجام بدهی، پس بدان!

ما از تـــــــو انتظار داریــــــــــــم

وقتی که خسته ای ،و بخواب میروی،هیچکس بیدارت نمکند ونمیگوید

برخیز غذا آماده است ،چرا باید عذا آماده باشد

اگر نتوانی فعالیت کنی،درازکش باقی خواهی ماند

هیچکس به جستجویت نخواهد پرداخت

انقلاب شده است کارخانه ها انتظار ترا میکشند،

چرا باید انقلاب شده باشد؟ اگر مردی آنان بخاکت می سپرند

چه مقصر باشی در مرگت و چه نباشی

میگوئی دراز مدت ،مبارزه کرده ای دیگر نمیتوانی مبارزه کنی،

پس بشنو! چه مقصر باشی و چه نباشی ،

اگر نتوانی مبارزه کنی، از بین خواهی رفت.

میگویی،مدت درازی امید بسته بودی

دیگر نمیتوانی امیدوار باشی، به چه امید بسته بودی

کـــــه مبـــــــــارزه ساده است؟

این چنین نیست،وضع ما مشکل تر از آن است

که تو پنداشته ای،وضع چنین است

اگر ما نتوانیم با قدرت فوق بشری عمل کنیم، از دست میرویم

اگر نتوانیم آنچنان کنیم که هیچکس نتواند،

حتی از ما انتظار آنرا داشته باشد،نابود میشویم

دشمنان ما انتظار می کشند، که خسته شویم،

هنگام شدیدترین حد نبرد،رزمندگان ازهمیشه خسته ترند

رزمندگان که بیشتر خسته اند

بازندگان صحنه نبردند.»

+++++++++++++++

 

 

 

 

 

 

 

 

 

<:P:>

<:P:>




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : عمومی 

قهوه
دوشنبه 5 اردیبهشت 1384 09:04 ق.ظ
آنهایی تلاش می کنند تا روزنه ای به روشنایی دست یابیم ولی افسوس که ما مفهوم روشنایی را نیافته ایم و همیشه در تاریکی پرسه می زنیم
باران
دوشنبه 5 اردیبهشت 1384 08:04 ق.ظ
آنها خسته نمی شوند ما با اعمال خود آنها را عذاب می دهیم
خ-بغدادی
یکشنبه 4 اردیبهشت 1384 11:04 ق.ظ
با سلامی دیگر.
از خواندن نوشته هایتان لذت می برم!‌ امیدوارم این را به حساب تملق من نگذارید.
مدتی است که موضوعی مرا به شدت ناراحت کرده! و تمام افکارم را به خود مشغول!؟ برای همین فعلاً نمی توانم در مورد نوشته هایتان نظر دقیق و خوبی ارائه کنم!!؟ فقط می دانم که از خواندن آنها لذت می برم!!
من را ببخشید! فکر کنم پریشانی افکارم هویداست!
فعلاً تا دیداری دیگر، خدانگهدار
برایتان آرزوی سلامتی دارم
باران
شنبه 3 اردیبهشت 1384 10:04 ق.ظ
زندگی یك تعطیلات طو لانی نیست آموزش مداوم است متشكرم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر